پرش به محتوای اصلی

نثر اللآلئ ( فارسى ) — صفحه 111

پدیدآورندگان:

ص۱۱۱

فهرست مطالب

مقدّمه 7 حرف الف : به آن‌كه به تو بد كرده نيكى كن تا بر او سرورى يا بى 53 حرف باء : آزاد ، با نيكى كردن بنده مىشود 55 حرف تاء : تأخير در بدى كردن از اقبال است 57 حرف ثاء : پايدارى حكومت به دادگرى است 59 حرف جيم : با تهيدستان همنشينى كن تا بر سپاس‌گزاريت ( از خداوند ) افزوده شود 61 حرف حاء : به حساب خود برس ، پيش از آن‌كه به حسابت برسند 63 حرف خاء : كسى كه دين را به دنيا فروشد ، دادوستدى زيانبار كرده است 65 حرف دال : آزمندى بيمارى جان است 67 حرف ذال : سركش را در سركشىاش رها كن 69 حرف راء : پدرت را پاس بدار تا فرزندت پاس تو را بدارد 71 حرف زاء : زحمت نيكان ، رحمت است 73 حرف سين : فقها ، سروران اين امتّند 75 حرف شين : بخل و تنگ چشمى توانگر ، خود ، عقوبتى است 77