پيامبر صلى الله عليه و آله از منبر فرود آمد و آن را در آغوش كشيد و ستون ساكت شد .
چون حسن اين حديث را شنيد ، گريست . سپس گفت :
« اى بندگان خدا ، چوب به سبب مكانتى كه رسول خدا در نزد خدا دارد ، به شوق او مىنالد و مىزارد . شما سزاوارتريد كه مشتاق ديدار او باشيد . »
ابن عباس گويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله تكيه به تنهء درخت داده ، سخن مىگفت . مردى رومى نزد او آمد ، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : « براى من منبرى بساز كه بر آن سخن گويم » . و او همين منبر را كه مىبينيد ساخت ، چون از كنار ستون برخاست كه بر آن فرا رود ، آن تنهء درخت ناليد چنان كه ناقه براى بچهاش مىنالد . پيامبر صلى الله عليه و آله از منبر فرود آمد و آن را در آغوش گرفت ، درخت ساكت شد . فرمود : براى درخت جايى كندند و درخت را در آن نهادند .
ابن نجار گويد : بلندى منبر دو ذراع و يك وجب و سه انگشت بود و عرض آن اندكى بيش از يك ذراع . بلندى تكيهگاهش كه رسولاللَّه بر آن تكيه مىداد يك ذراع و طول دو برآمدگى كه هنگام نشستن بر منبر بر آن دست مىگرفت يك وجب و دو انگشت بود .
بعدها پلههاى منبر زياد شد و صورتهاى گوناگون
عمارة وتوسعة المسجد الشريف النبوي عبر التاريخ ( مسجد شريف نبوى در طول تاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: ناجي محمد حسن عبد القادر الأنصاري
ص٨١