هشتم : راهش را بگشاييد كه او مأمور است
پنجمين روز ورود ، روز جمعه 16 ربيعالأول سال اول هجرى به فرمانى كه از خدا به او رسيده بود ، سوار شد ، و از قبا به سوى مدينه در حركت آمد .
چون به ميان بنى سالم رسيد وقت نماز جمعه بود ، در جايى كه امروز مسجد جمعه ناميده مىشود با مردم نماز به جاى آورد . پس از نماز جمعه وارد « يثرب » شد و از اين زمان « يثرب » « مدينه » يا « مدينهء منوره » نام گرفت .
اين روز از روزهاى درخشان تاريخ بود ، خانهها و راهها از آواز حمد و تهليل مىلرزيد و مردم از روى شادمانى و بهجت ، آمدنش را به شهر خود مىستودند و مىخواندند :
طلَع البدرُ علينا * من ثنيات الوداعْ
وجب الشكر علينا * ما دعا للَّهداعْ
أيّها المبعوث فينا * جئتَ بالأمر المُطاعْ
جئتَ شرّفتَ المدينة * مرحباً يا خيَر داعْ
ماه تمام از گردنههاى وداع بر ما طالع شد ، تا آنگاه