تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
مشابهت زيادى بحذف ، آيا نمىبينى كه نداء وقتى در موضع حذف قرار مى گيرد بسبب ترخيم و حذف حروف صحيحه لازم ميدانند حذف را در بيشتر كلام براى حروف تغيير كننده و آن تاء تأنيث است ، پس همين طور لازم شده حذف در وقف براى اين حروف تغيير كننده پس تغيير آن را حذف قرار داده‌اند و مراعات نكرده‌اند آنچه در حروف صحيحه رعايت شده ، پس بين آن و بين زائد در حذف بسبب جزم مثل لم يغفر و لم يرم و لم يخش تساوى دانسته‌اند و جارى كرده‌اند آن را مجراى زائد در اطلاق در مثل
« و بعض القوم يخلق ثمّ لا يغرى » « 1 »
و بعضى مردم قصد ميكنند سپس انجام نميدهند ، و ما يمرّ و ما يحلو ، و آنچه تلخ و آنچه شيرين است چنان كه گفتند
« اقوين من حجج و من دهر » « 2 »
يعنى گذشته از اوّل سالها و از اوّل دهر ، و براى همين اختيار شده در حذف فاصله‌ها و قافيه‌ها و همين طور است قول خدا ،
جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ
، بهتر در آن حذف است هر گاه فاصله باشد اگر چه بهتر اثبات ياء است اگر فاصله نباشد . و كسى كه در وصل يسوى با ياء خوانده و در وقف بدون ياء پس او قائل به اين شده هر گاه وقف بر آن نكند بمنزله غير آن شده از مواضعى كه وقف
هامش
( 1 ) - جزئى از بيتى است كه تمامش اينست :و لانت تغرى ما خلقت * و بعض القوم يخلق ثمّ لا يغرىيعنى تو هر گاه قصد كردى انجام ميدهى ولى بعضى از مردم قصد ميكنند ولى نميكنند . ( 2 ) - اوّل اين بيت اينستلمن الديار بقنه الجهر * اقوين من حجج و من دهر، يعنى گذشتند از اوّل سالها و از هر روزگارها .