قد حجّ فى ذا العام من كان رجى * فاكثر لناكرى صدق فالنجاء
امسال هر كس اميد داشت موفّق شد و حج را بجا آورد ، پس براى ما يك شتر نجيب كرايه نما و عجله كن .
و احذر فلا تكتر كر يا اعرجا * علجا اذا سار بنا عفنججا
و پرهيز كن از اينكه مركوب لنگ كرايه كنى كه از علج مكارى كافر عجمى احمق تنومند باشد كه ما را حمل نمايد .
شاهد اين دو بيت كلمه فاكثر و فلا تكتر است كه در هر دو موضع كسره حذف شده است .
لغت :
ابابيل : گروهى از پرندگان هستند در حال تفرقه دسته دسته و مفردى براى آن نيست در گفته ابى عبيده و قراء مانند عباديد ، كسايى گويد : مفرد آن ابوّل مانند عجول ، ابو جعفر رواسى پنداشته كه شنيده است كه مفرد و واحد آن اباله است .
اعراب :
كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ
منصوب بفعل است بنا بر مصدريّت يا بنا بر حاليّت از ربّ و تقديرش اينست ، الم تر اى فعل فعل ربّك ، آيا نديد چه كارى كرد پروردگار تو يا آيا انتقام بود ، فعل پروردگارت بايشان يا كيفر كردار ايشان بود و مثل اين و جمله ايكه آن
كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ
بود سدّ مسدّ و مفعول ترى است يعنى جاى دو مفعول ترى نشسته است .
قصه اصحاب الفيل
روايات وارده اتّفاق كردهاند بر اينكه پادشاه يمن كه تصميم ويرانى كعبه