تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
مقام كلام باشد ، پس از آن تعبير بكلام نموده ، چنانچه ميگويند ، چشمان تو گواهى به بيدارى شب تو ميدهد ، و مانند قول شاعر :
( و قالت له العينان سمعا و طاعه )
و چشمان او بوى گفت شنيدم و اطاعت ميكنم ، و گذشت امثال آن ، و قول خدا :
( بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها )
يعنى : زمين حديث مىكند و خبر مىدهد پس ميگويد بيگمان اى محمد پروردگار تو به زمين وحى كرده يعنى آن را خبر داده و معرّفى كرده آن را كه اخبارش را بدهد . و گفته شده ، به اينكه مياندازد گنجها و مردگان را بر پشت خود ، مى گويند اوحى له و اليه يعنى انداخت بسوى او از جهتى كه مخفى بود ، فراء گويد ، خبر ميدهد از حوادثى كه بر آن واقع شده بوحى و اذن خدا . ابن عبّاس گويد : اذن ميدهد خدا به زمين كه خبر دهد به آنچه بر آن شده است .
هامش
( به اين تأويلات نيست زيرا علوم امروز ثابت كرده كه همه چيز داراى دستگاه گيرنده است مخصوصا زمين كه كاملا تمام صداها و افعال را ضبط مىكند و ميبينى كه نوار ضبط كه يك چيز نازك و رقيق از جنس نايلون و نفط و يا غيره است به خوبى صداها را در خود ضبط مىكند و بوسيله دستگاه ضبط صوت پس ميدهد و همچنين دستگاه تلويزيون چگونه همه حركتها و افعال خوب و بد را ضبط و نشان همه مردمى كه در مقابل آن نشسته‌اند ميدهد پس زمينى كه در باره‌اش فرمود ،وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَچه مانعى دارد كه مستقيما خود باذن خدا آنچه ديده و شنيده خبر دهد ، مثنوى گويد :جمله ذرّات روزان و شبان * با تو ميگويند در سرّ و عيانما سمعيم و عليم و باهشيم * با شما نامحرمان ما خاموشيم( مترجم )
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 226 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى