بسوى آتش ميكشيم و اين نظير قول او
( فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ )
پس گرفته ميشوند به موى پيشانىها و قدمهايشان ، و يعنى هر آينه ما او را خوار نموده و جا ميدهيم او را مقام ذليلها و بدبختها ، پس در گرفتن به موى پيشانى و جلوى سر اهانت و استخفاف است .
و بعضى گفتهاند : يعنى : ما هر آينه چهره او را تغيير داده و آن را در آتش روز قيامت سياه ميكنيم براى اينكه سفع اثر سوختن به آتش است ، سپس خداى سبحان خبر داد از او به اينكه او فاجر خيانتكار است به اينكه فرمود :
( ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ )
پيشانى دروغگوى گناهكار او را توصيف كرد بدروغگويى و خطاكارى به معناى اينكه صاحب او در اقوالش دروغگو و در افعالش خطاكار است براى اينكه ياد كرد آن را بجر و فعل را اضافه داد به او . . .
ابن عبّاس گويد : چون ابو جهل نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله آمد پيغمبر او را طرد و دور نمود ، ابو جهل گفت آيا اى محمّد مرا طرد ميكنى قسم به خدا كه تو ميدانى كه در مكّه هيچكس نيست اهل مجلسش بيشتر از من باشد ، پس خداوند سبحان نازل فرمود :
( فَلْيَدْعُ نادِيَهُ )
و اين تهديد است يعنى ، پس هر آينه اهل مجلس خود را بخواند ، يعنى عشيره و خويشان خود را صدا زند و از ايشان يارى بجويد آن دم كه عقاب خدا به او رسيد .
و النادى : به معناى فناء است ، فرمود
وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ
، و مينمائيد در مجلس دوستانتان فعل زشتى را ، سپس فرمود :