و بر ما است ادا كردن قرض تو ، آن روز را در خدمت آن بزرگوار شام كرده چون طعام از براى افطار حاضر كردند و طعام صرف شد فرمود اى ابا محمد شب را در اينجا بسر ميبرى يا به منزل خود مراجعت ميكنى عرض كردم اى سيد من اگر حاجتم را برآورى دوست دارم كه مراجعت كنم آن بزرگوار از زير فرش مشتى زر به من داد چون بيرون آمدهء و بنزديك چراغ آوردم ديدم زرهاى زرد و سرخ مخلوط بود اول دينارى كه بدستم آمده و بنقش آن نظر كردم بر آن نقش شده بود اى ابا محمد اينها پنجاه دينار است بيست و شش دينار آن از براى ادا كردن قرض تست و بيست و چهار دينار ديگر براى نفقهء عيالت چون صبح كردم و در ميان زرها جستجو كردم آن دينارى كه اين مطلب در آن نقش بود نيافتم و چيزى از دينارها هم كم نبود . دلالت ديگرى : از موسى بن عمر بن بزيع مروى است كه گفت در نزد من دو كنيز حامله بود به حضرت رضا ( ع ) نوشتم كه مرا از اينها اعلام كند و از او مسألت كردم كه دعا كند خداوند اين دو طفل را كه در شكم اين دو كنيز است پسر قرار دهد نه دختر و مرا به اين عطيه مفتخر كند آن بزرگوار توقيع كرد كه ان شاء الله دعا ميكنم پس از آن آن جناب ابتدا فرمود بنوشتهء مستقلى بدين مضمون * ( بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * خداوند برحمت خود در دنيا و آخرت ما و شما را بنيكوتر صحتى عافيت و صحت دهد امور در دست خدا است مقدرهاى خود را در آن جارى مىكند به آن قسمت كه خودش خواهد ، ان شاء الله پسرى و دخترى از براى تو متولد شود پسر را محمد نام بگذار و دختر را فاطمه بمباركى و فيروزى خدا ميگويد پسرى و دخترى از براى من متولد شد بنا بر آنچه آن بزرگوار فرموده بود . دلالت ديگرى : از حسن بن على بن فضال مروى است كه گفت عبد الله بن مغيره ميگفت كه من واقفى بودم و در حالى كه مذهب وقف داشتم حج گزاردم چون به مكه رفتم در خاطرم گذشت كه آيا اين مذهب درست است يا نه پس بملتزم كعبه آويختم و عرض كردم پروردگارا تو خواهش و اراده مرا ميدانى مرا ارشاد كن ببهترين دينها و چنين در قلبم واقع شد كه نزد حضرت رضا ( ع ) بيابم و آمدم بمدينه و درب خانهء آن بزرگوار ايستاده و بغلام گفتم بمولاى خود عرض كن كه مردى از اهل عراق بر در خانه ايستاده است ناگاه شنيدم كه آن بزرگوار فرياد كرد اى عبد الله بن مغيره داخل شو من داخل شدم چون به من نظر كرد فرمود خدا دعاى ترا مستجاب كرد و ترا بدين خود هدايت نمود من گفتم اشهد انك حجة الله و امين الله على خلقة . دلالت ديگرى : از داود بن رزين مروى است كه گفت از حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر ( ع ) در نزد من مالى بود آن بزرگوار فرستاد قسمتى از آن مال را گرفت و قسمتى
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 465
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٦٥