تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
مىپنداريد عمر بحذيفه نميگفت ترا به خدا قسم مىدهم آيا من از منافقين هستم پس اگر پيغمبر بعمر گفته است تو از اهل بهشتى و عمر آن بزرگوار را تصديق نكرده است تا اينكه حذيفه او را تزكيه از نفاق كرده است و به او گفته است تو از اهل بهشتى پس حذيفه را تصديق كرده است و پيغمبر را تصديق نكرده است پس عمر بر غير دين اسلام بوده است زيرا كه پيغمبر را تصديق نكرده است و اگر پيغمبر را تصديق كرده است پس چرا از حذيفه اين سؤال كرده است پس اين دو خبر با يك ديگر متناقض خواهند بود . كسى ديگر از اصحاب حديث گفت پيغمبر فرموده است كه من در كفهء از ميزان گذاشته شدم و امت من در كفهء ديگر گذاشته شدند من بر جميع امت سنگينى كردم پس از آن ابو بكر را در مكان من گذاشتند بر جميع امت سنگينى كرد پس از آن عمر را گذاشتند بر جميع امت سنگينى كرد پس از آن ميزان برداشته شد مأمون گفت اين حديث محال است زيرا كه خالى از اين نيست كه سنگينى اين دو نفر يا از جسم آنها بود يا از اعمال آنها پس اگر از جهت جسم بود بر هيچ صاحب روحى پوشيده نيست كه محال است جسم آن دو نفر سنگينتر باشد از اجسام جميع امت و اگر از جهت اعمال و افعال آنها بود تا آن زمان عملى نكرده بودند پس چگونه سنگين بودند بعملى كه نبود پس مرا خبر دهيد بچه چيز مردم از يك ديگر فضيلت پيدا ميكنند بعضى از ايشان گفت باعمال صالحه و شايسته مأمون گفت پس مرا خبر دهيد از كسى كه در عهد رسول بر صاحب خود فضيلت داشته باشد پس از آن مفضول بعد از وفات پيغمبر ( ص ) عمل صالح كند زياده از عمل صاحب فضيلت در زمان رسول آيا اين مفضول را كه عمل او بعد از وفات حضرت ختمى مرتبت زياده آمده است از عمل فاضل در عهد رسول ميتوان ملحق كرد به آن فاضل و چنين گفت كه با او در يك مرتبه است پس اگر بگوئيد بلى ميتوان اين مفضول را ملحق به او كرد يا بر او فضيلت داد پس من در اين عصر بشما مينمايم كسى را جهاد و حج و روزه و نماز او زيادتر است از يكى از صحابه پس شما ميگوئيد كه اين ملحق بصحابه است در فضل گفتند راست ميگوئى فاضل دهر ما ملحق بفاضل دهر رسول خدا نخواهد بود مأمون گفت پس نظر كنيد در آنچه پيشوايان شما روايت كرده‌اند كه دينهاى خود را از آنها فرا گرفته‌ايد در فضائل على ( ع ) و قياس كنيد بسوى آن اخبار فضائل على ( ع ) آنچه را روايت كرده‌اند در فضائل تمام اين عشره مبشره كه شهادت داده‌اند از براى آنها ببهشت پس اگر اخبار فضائل على ( ع ) جزئى از اجزاء بسيار است يعنى كمتر است از اخبار فضائل تمام عشره قول قول شما است و اگر در فضائل على ( ع ) بيشتر روايت كرده‌اند پس از پيشوايان خود فرا گيريد آنچه روايت كرده‌اند و از آن تجاوز نكنيد چون مأمون سخن را باينجا رسانيد تمام آن قوم سرهاى خود را به زير انداختند مأمون به آنها گفت چيست شما را كه ساكت شده‌ايد و سخن نمىگوئيد گفتند سخن ما بانتها رسيد يعنى دليلى از براى ما باقى نمانده است به آن استدلال كنيم مأمون گفت پس من از شما سؤال ميكنم خبر دهيد مرا