محمد بن اسماعيل بن بزيع از حضرت رضا ( ع ) روايت كرده است كه از آن جناب سؤال كردم از قنوت در نماز فجر و نماز وتر فرمود پيش از ركوع بايد خوانده شود .
و از آن حضرت پرسيدم از خوردن فقاع كه قسمتى از شراب است پس آن را كراهت داشت كراهت سختى « مترجم گويد » كراهت در اين مورد بمعنى حرمت است .
و سؤال كردم از آن جناب در نماز كردن در جامهء كه منقش باشد آن حضرت مكروه داشت جامهء كه در آن تمثال و صورت نقش شده باشد .
و سؤال كردم از آن جناب كه دختركى صغيره را پدرش من باب ولايت به كسى تزويج مىكند و قبل از بلوغ دختر پدرش رحلت كرد پس از آن دختر بزرگ شد و به حد بلوغ رسيد پيش از آنكه شوهرش با او مجامعت كند آيا تزويج پدرش كافى است و اين دختر نميتواند به كسى ديگر شوهر كند يا اينكه اختيار بدست دختر است و بهر كسى ميتواند شوهر كند حضرت فرمود تزويج پدرش كافى است .
و آن جناب فرمود كه حضرت امام محمد باقر ( ع ) فرمود باطل نميكند وضو را مگر آنچه بيرون آيد از دو طرف تو كه حقتعالى از براى تو قرار داده يا اينكه فرمودهاند و طرفى كه حقتعالى بر تو انعام فرموده و من باب اتمام نعمت و تفضل بر تو مرحمت فرموده .
« مترجم گويد » بهر تقدير مقصود و موضع معتاد است پس اگر از غير موضع معتاد با وجود موضع معتاد چيزى بيرون آيد مبطل وضوء نخواهد بود .
و از آن جناب سؤال كردم كه نماز گزاردن مسافر در مكه يا مدينه بايد بقصر باشد يا باتمام فرمود نماز را قصر بجاى آور مادامى كه قصد ماندن ده روز نداشته باشى .
و سؤال كردم از آن جناب از وجوب پوشانيدن زنان سر خود را از خواجه سرايان فرمود كه خواجه سرايان وارد ميشدند بر دختران حضرت موسى ( ع ) و آنها سرهاى خود را نمىپوشانيدند .
و سؤال كردم از آن جناب از ام ولد يعنى كنيزى كه فرزند از مولاى خود داشته باشد آيا جايز است كه سر خود را پيش روى مردان باز كند و نپوشاند فرمود بايد سرش را بپوشاند .
و سؤال كردم از ظرف طلا و نقره آن جناب مكروه داشت ظرف طلا و نقره را يعنى فرمود استعمال آنها حرام است پس من عرض كردم كه بعضى از اصحاب ما روايت كردهاند كه از براى حضرت موسى بن جعفر آينهء بود كه نقره گرفته بودند فرمودند به حمد الله بلكه آن آينه را حلقهء بود از نقره و نزد من است « مترجم گويد » شايد ظرفى بوده است و آينه بر آن كار گذاشته بودند و الا اطلاق ظرف بر آينه نشود و فرمود كه عباس يعنى برادر آن حضرت هنگامى كه مكلف نشده بود چوبى از براى
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٥٧