باب 2 - شتاب در پاكسازى مؤمن
31 - معاوية بن عمّار گويد :
بر امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ وارد شدم ، در حالى كه در بيابان باد عمامهام را از سرم برده بود ، فرمود : اى معاويه !
عرضه داشتم : بلى ، اى فرزند رسول خدا ! فدايت گردم !
فرمود : آيا باد عمامهات را از سرت برداشت و بُرد ؟
گفتم : بلى ، فرمود : اين جزاى كسى است كه باديه نشينان را طعام دهد .
32 - معتّب گويد :
اسماعيل فرزند امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ مبتلا به تب شديدى شده بود . حضرت را از تب فرزندش آگاه كردند ، به من فرمود : برو نزد او بگو امروز چه كار خلافى انجام دادهاى ، كه خداوند سريع مجازاتت نمود ؟
نزد او آمدم ، در حالتى كه در تب شديدى قرار داشت ، از آنچه انجام داده بود ، سؤال كردم ، ( جوابى نداد و ) ساكت ماند .
به من گفته شد : او امروز دختر زلفى ( همسرش ) را كتك زده است ، كه بر درگاه درب افتاد و صورتش خراش برداشت . سپس نزد امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ آمدم و حضرت را بر آنچه گفتند خبر كردم . اظهار داشت : شكر و سپاس براى خداى را ، ما اهلبيتى هستيم كه خداوند نسبت به فرزندان ما مجازات را در دنيا سريع مىرساند ، سپس كنيز را صدا كرد و فرمود : اسماعيل را نسبت به كتكى كه به تو زده است حلال كن ، كنيز گفت : او را حلال كردم ؛ و امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ چيزى به او هديه داد و به من فرمود :
برو ببين حالش چگونه است . من نزد او آمدم در حالتى كه تب ، او را رها كرده بود .
التمحيص ( تكامل و طهارت روح ) ( فارسى ) — صفحه 61
پدیدآورندگان: محمد بن همام الإسكافي
ص۶۱