41 - من أطاع غضبه تعجّل تلفه 8414 .
42 - من كثر غضبه لم يعرف رضاه 8551 .
43 - من غضب على من لا يقدر على مضرتّه طال حزنه ، و عذّب نفسه 8728 .
44 - من غلب عليه غضبه و شهوته فهو في حيّز البهائم 8756 .
45 - من اغتاظ على من لا يقدر عليه مات بغيظه 9067 .
46 - متى أشفي غيظي إذا غضبت ، أحين أعجز ( عن الانتقام ) فيقال لي لو صبرت ، أم حين أقدر ( عليه ) فيقال لي لو عفوت 9842 . 41 - هر كه از خشم خود پيروى نمايد تلف او شتاب كند ( و به زودى هلاك گردد ) .
42 - هر كه خشمش بسيار باشد خوشنودى او شناخته نشود ( يعنى اگر روزى هم از كارى راضى باشد اعتماد به خوشنودى او نيست ) .
43 - هر كه بر كسى كه قادر بر ضرر رساندن او را ندارد خشمناك گردد اندوه او بدرازا كشيده ، و نفس خود را عذاب نمايد .
44 - هر كه بر او خشم و شهوتش غلبه كند پس او در موضع چارپايان است ( يعنى از آنها به حساب آيد ) .
45 - هر كه بر كسى كه توانائى تلافى بر او را ندارد خشمناك گردد به خشمش بميرد ( بنا بر اين بايد تحمل نمود و خشم ثمرهاى ندارد ) .
46 - ( در حكمت 185 - نهج البلاغه نيز ذكر شده ) چه زمانى خشمم را شفا بخشم ، هنگامى كه به خشم آيم يا هنگامى كه از انتقام عاجز باشم ، تا به من گفته شود اگر صبر مى كردى ( سزاوار بود تا سبك نشوى ) يا زمانى كه قدرت بر آن داشته باشم پس به من گفته شود اگر عفو مى كردى ( بهتر بود على أىّ حال تلافى نكردن سزاوار است ) .
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 1103
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص١١٠٣