2 - كن ممّن لا يفرط به عنف ، و لا يقعد به ضعف 7159 .
الضلال و الضلالة و الغواية
1 - أهلك شيء استدامة الضّلال 3287 .
2 - كم من ضلالة زخرفت بآية من كتاب اللّه كما يزخرف الدّرهم النّحاس بالفضّة المموّهة 6969 .
3 - كفى بالمرء غواية أن يأمر النّاس بما لا يأتمر به و ينهاهم عمّا لا ينتهي عنه 7072 .
4 - لكلّ ضلّة علّة 7282 . 2 - از كسانى باش كه درشتى او را پيش نيندازد ( ممكن است مراد اين باشد كه با درشتى كارش را پيش نبرد چنان كه علاّمهء خوانسارى فرمود : و امكان دارد مقصود چنين باشد چنان داراى جربزه باش كه خودكار باشى نه تنها ديگران تو را به كار وادارند ) و ننشاند او را ضعفى .
گمراهى 1 - تباه كنندهترين چيز هميشه در گمراهى بودن است .
2 - بسا گمراهى كه به آيهاى از كتاب خدا زينت شده چنان كه درهم ( پول ) مس به نقره روكشى شده زينت مىشود ( مانند التقاطيها كه براى مذهب باطل خود به قرآن استدلال مى نمايند ) .
3 - براى گمراهى مرد ( آدمى ) كفايت مىكند آنكه مردم را به آنچه خود از آن فرمان پذير نبوده فرمان داده و آنان را از آنچه از آن باز نايستد نهى مى نمايد .
4 - براى هر گمراهى علتى است ( يا محيط فاسد است و يا رفيقهاى نااهل سبب گشته و يا از فكر و انديشه استفاده نمى شود ) .