40 - الشّاكّ لا يقين له 1015 .
شكاية الضر
1 - من شكى ضرهّ إلى غير مؤمن ، فكأنّما شكى اللّه سبحانه 8791 .
2 - من شكى ضرهّ إلى مؤمن ، فكأنّما شكى إلى اللّه سبحانه 8792 .
الشماتة
1 - من شمت بزلّة غيره ، شمت غيره بزلتّه 9108 .
الشور و المشاورة
1 - الشّركة في الرّأي تؤدّي إلى الصّواب 1942 . فروع ، چنين كسى البته بى دين خواهد بود ) .
40 - شك كننده براى او يقينى نيست . ( يعنى انسان بايد در كارهاى خود بالأخص در اعتقادات با يقين روبرو شود ، و از ترديد دورى نمايد ، كه شك كننده داراى يقين نخواهد شد ، و احتمال داده شده كه مراد از يقين دين باشد ) .
شكايت بدى حال 1 - هر كه بدى حال خود را به سوى غير مؤمنى شكوه كند گويا از خداى سبحان شكوه نموده است .
2 - هر كه بدى حالش را بسوى مؤمنى شكايت كند پس گويا به خداى سبحان شكوه نموده است .
سرزنش 1 - هر كه بلغزش غير خود شماتت و سرزنش كند غير او او را بلغزشش شماتت نمايد .
مشورت 1 - شركت در رأى و مشورت كردن به راه درست مى كشاند .