141 - ابذل لصديقك كلّ المودّة ، و لا تبذل له كلّ الطّمأنينة و أعطه من نفسك كلّ المواساة ، و لا تقصّ إليه بكلّ أسرارك 2463 .
142 - فقد الإخوان موهى الجلد 6543 .
143 - ليس لك بأخ ، من احتجت إلى مداراته 7503 .
144 - ليس برفيق محمود الطّريقة من أحوج صاحبه إلى مماراته 7504 .
145 - ليس لك بأخ من أحوجك إلى حاكم بينك و بينه 7505 .
146 - جمال الاخوّة إحسان العشرة ، و المواساة مع العسرة 4793 . از دوستى تو بر مى گردد ، و از خوى خود برنخواهد گشت .
141 - براى دوست خود همه دوستيت را به كار بر ، و براى او همه آرام و طمأنينه را به كار مير ، ( كه در حوائج او قرار را از دست دهى ) و به او از نفس خود تمام مواسات و برابرى را ببخش ، و به او همهء اسرار خود را مگوى ، كه گفتن اسرار گر چه به دوست باشد زيان بسيار ببار آورد ، و امكان دارد اگر زمانى دوست دشمن شود ، كم ظرفيت باشد اسرار تو را فاش نمايد .
142 - از دست دادن برادران سست كننده سختى و چابكى است .
143 - برادر تو نيست كسى كه تو محتاج به مداراى او باشى .
144 - رفيق خوش رفتارى نيست كسى كه همراه خود را محتاج جدال با خود سازد .
145 - برادر تو نيست كسى كه تو را به سوى حاكمى كه ميان تو و او حكم كند محتاج سازد ( بلكه برادر آنست كه خود فصل خصومت كند زيرا غرض روشن شدن واقع است ) .
146 - زيبائى و حسن برادرى حسن معاشرت و مواسات با تنگى حال است ( يعنى در عين احتياج و درماندگى آدمى احسان نموده و ديگرى را با خود برابر داند ) .
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص٥٠