السخط
1 - من كثر سخطه لم يعرف رضاه 8137 .
2 - من كثر سخطه لم يعتب 8450 .
3 - ما أقبح السّخط و أحسن الرّضى 9506 .
4 - كفى بالسّخط عناء 7067 .
5 - من تسخّط بالمقدور حلّ به المحذور 8456 .
6 - لا تكرهوا سخط من يرضيه الباطل 10237 .
7 - توقّ سخط من لا ينجيك إلّا طاعته ، و لا يرديك إلّا معصيته ، خشم و خشم الهى 1 - هر كه خشمش بسيار باشد خوشنودى او شناخته نمى شود ( و اگر احيانا خوشنود باشد اعتماد به خوشنودى او نيست ) .
2 - هر كه خشمش بسيار باشد راضى نشود ، و يا نزد او گله نشود . ( يعنى مردم مى دانند اگر پيش او بروند نه تنها راضى نمى شود تا از او گله كنند بلكه بيشتر خشمناك مى گردد ) .
3 - چه چيز خشمناك بودن را زشت نموده ، و خوشنودى ( به بهره و نصيب ) را نيكو گردانيده است .
4 - براى ناراضى بودن ( به نصيب و بهره ) رنج و زحمت كفايت مىكند .
5 - هر كه به آنچه تقدير شده ناراضى باشد بر او فرود آيد آنچه از آن ترسيده شود ( بلاء ) .
6 - ناراحت نباشيد از خشم كسى كه باطل او را خوشنود سازد ( بنا بر اين براى رضايت دل او مرتكب باطل نگرديد ) .
7 - از خشم كسى بپرهيز كه تو را رستگار نگرداند مگر فرمانبردارى او ، و تو را
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 636
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص٦٣٦