52 - بئس القرين العدوّ 4398 .
53 - بئس الرّفيق الحسود 4400 .
54 - تمسّك بكلّ صديق أفادتكه الشّدّة ، ( أفادك نكبة الشّدّة ) 4508 .
55 - تحبّب إلى خليلك يحببك ، و أكرمه يكرمك و آثره على نفسك يؤثرك على نفسه و أهله 4530 .
56 - جليس الخير نعمة 4719 .
57 - جليس الشّرّ نقمة 4720 . او سودى نخواهد برد ) .
52 - بد همنشينى است دشمن ، ( زيرا به اسرار آدمى پى برده ، و پيوسته در صدد نابودى انسان است ) .
53 - بد رفيقى است حسود ، ( زيرا كه به كم و زياد رفيقش آشنا بوده پيوسته آرزوى زوال آن را دارد و يا مى كوشد به رفيقش ضربهاى وارد سازد ) .
54 - چنگ به دامن هر دوستى زن كه در سختى تو را سود رساند ( چنان كه شاعر گفته :
دوست مشمار آنكه در نعمت زند * لاف يارى و برادر خواندگى
دوست آن باشد كه گيرد دست دوست * در پريشان حالى و درماندگى )
55 - بسوى دوست خويش دوستى نما تا تو را دوست دارد ، و او را اكرام كن تا تو را اكرام نمايد ، و او را بر جان خود برگزين تا او تو را بر نفس و بر اهل خود برگزيند .
56 - همنشين خوب نعمتى است ، ( زيرا كه آدمى از اخلاق او استفاده مى برد ، چنان كه گفته شده :
همنشين تو از تو به بايد * تا تو را عقل و دين بيفزايد ) .
57 - همنشين بد عذاب است ، ( چنان كه شاعر گفته :