و انزاح الباطل عن مقامه ، و انقطع لسانه من منبته ، عقلوا الدّين عقل و عاية ، و رعاية ، لا عقل سماع و رواية 10062 .
87 - و إنّا لأمراء الكلام فينا تشبّثت ( و فينا تنشّبت عروقه ) فروعه و علينا تهدّلت أغصانه ( غصونه ) 2774 .
88 - لن تنقطع سلسلة الهذيان حتّى يدرك الثّار من الزّمان 7420 .
89 - نحن باب حطّة ، و هو باب السّلام ، من دخله سلم و نجا ، و من تخلّف عنه هلك 10002 .
90 - نحن النّمرقة الوسطى ، بها يلحق التّالي ، و إليها يرجع خطبه 239 نهج البلاغه ذكر گرديده است ) آنان ستونهاى اسلام ، و معتمدين اعتصام مى باشند به وسيله ايشان حق به محل رجوع ( و اصل ) خود برگشته ، و باطل از جايگاهش دور گرديده ، و زبانش از رستنگاه خود بريده است ، دين را دريافته ( و شناختهاند ) در يافتن نگهدارى و رعايت ( كه آنها را به دست آورده و عمل نمودهاند ) نه شناخت و دريافت شنيدن و روايت ( و صرف نقل كه در آن عملى نباشد كه اگر چنين بودند بر ديگران مزيتى نداشتند و نمى شد به آنها اعتماد نمود ) .
87 - و به راستى كه ما فرمانفرمايان سخنيم ، در ما رگهاى آن و يا فروع آن پراكنده شده و بر ما شاخههاى آن آويخته گشته است .
88 - هرگز سلسله بيهوده گوئى و دروغ بريده نخواهد شد ، تا خون خواهى از روزگار دريافت شود ( زمان حضرت ولى عصر - ارواحنا فداه - ) .
89 - مائيم باب حطهّ ( كه به وسيله درگاه آنان گناهان ريخته مىشود چنان كه باب حطه بنى اسرائيل چنين بود كه مأمور شدند از درگاهى به حالت سجده و يا خضوع و خشوع براى حطه گناهان خود وارد شوند ) و آن درگاه سلامتى است هر كه داخل آن شد سالم ماند و رستگارى يافت ، و كسى كه از آن تخلف ورزيد به هلاكت رسيد .
90 - ما بالش و تكيه گاه ميانهايم ( كه وظيفه مردم است چنان كه به بالش تكيه
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 374
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص٣٧٤