2 - الحكمة لا تحلّ قلب المنافق إلّا و هي على ارتحال 1922 .
3 - الحكمة ضالّة كلّ مؤمن ، فخذوها و لو من أفواه المنافقين 1829 .
4 - الحكمة شجرة تنبت في القلب ، و تثمر على اللّسان 1992 .
5 - استشعر الحكمة ، و تجلبب السّكينة ، فإنّهما حلية الأبرار 2324 .
6 - أوّل الحكمة ترك اللّذّات ، و آخرها مقت الفانيات 3052 .
7 - أفضل الحكمة معرفة الإنسان نفسه ، و وقوفه عند قدره 3105 .
8 - الحكمة ترشد 5 . حكماء يعنى آنها دانشمندان و حكيمانند ، اگر راست گويان باشند . و نيز از آن حضرت روايت شده : كه خداى تعالى عطا كرده مرا قرآن ، و از حكمت مثل قرآن ، و خانهاى نيست كه در آن چيزى از حكمت نباشد مگر آنكه خراب مى باشد ، آگاه باشيد فقيه شويد ، و بياموزيد ، و نادان مميريد ) .
2 - حكمت در دل منافق در نمى آيد مگر بدين نحو كه در آيد و از آن بيرون رود .
3 - حكمت گمشده هر مؤمن است ، پس آن را فرا گيريد گر چه از دهان منافقين باشد .
4 - حكمت درختى است كه در دل مى رويد و بر زبان ميوه مىدهد .
5 - حكمت را لباس و شعار ، آرامش و وقار را پيراهن خود قرار ده ، زيرا كه آن دو زيور نيكوكاران است .
6 - اول حكمت ترك لذتها ، و آخر آن دشمن داشتن چيزهاى فانى است .
7 - افزون ترين حكمت شناختن آدمى است نفس خود را ( چنان كه در حديث دارد : « من عرف نفسه فقد عرف ربهّ » هر كه نفس خود را شناخت پروردگار خود را مى شناسد ، و معرفة النفس عامل شناخت مبدأ و معاد خواهد گرديد ) و ايستادن اوست نزد قدر خود ( يعنى بيش از گليم خود پا را درازتر نكند ، از مردم توقع بى جا و بيش از اندازه نداشته باشد ) .
8 - دانستن علوم دينيه و معارف شرعيه و علم درست باعث رشد مى گردد .
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص٣٢٥