106 - تفضّل تخدم و احلم ( و اعلم ) تقدّم 4479 .
107 - تمام الإحسان ترك المنّ به 4483 .
108 - تأميل النّاس نوالك خير من خوفهم نكالك 4510 .
109 - تحلّوا بالأخذ بالفضل ، و الكفّ عن البغي ، و العمل بالحقّ ، و الإنصاف من النّفس ، و اجتناب الفساد ، و إصلاح المعاد 4534 .
110 - جمال الإحسان ترك الامتنان 4750 .
111 - جمال المعروف إتمامه 4752 .
112 - جحود الإحسان يحدو على قبح الامتنان 4798 . 106 - عطا و بخشش كن تا خدمت كرده شوى ، و بردبارى نما ( و يا عالم شو ) تا مقدم گردى .
107 - تمام احسان ترك منّت گذاشتن به آنست .
108 - اميد داشتن مردم به احسان و عطاى تو بهتر از ترس آنهاست از سياست تو . ( يعنى زمامدار و يا مطلق انسان بايد كارى كند كه مردم به بخششهاى او چشم اميد داشته باشند نه آنكه از او بترسند و از سياست او هراس به خود راه دهند ) .
109 - به فرا گرفتن احسان و بخشش ، و باز ايستادن از ستم و سركشى يا دروغ و خود بينى ، و عمل كردن به حق ، و انصاف دادن از نفس ، ( يعنى خود را نصف ديگران و ديگران را نصف خود دانستن ) و دورى از فساد ، و اصلاح معاد آراسته شويد .
110 - زيبائى احسان ترك منّت گذاشتن است .
111 - زيبائى احسان تمام كردن آن است .
112 - انكار احسان ( كه كسى بگويد به من احسانى نشده آدمى را ) بر زشتى منّت نهادن مى خواند ( كه احسان كننده احسانش را به زبان آرد و در نتيجه منت گذارد ) .
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص٢٨٢