لغده 3341 .
13 - إنّ الحازم من لا يغترّ بالخدع 3423 .
14 - إنّ الحازم من شغل نفسه بجهاد نفسه ، فأصلحها ، و حبسها عن أهويتها و لذّاتها فملكها ، و إنّ للعاقل بنفسه عن الدّنيا و ما فيها و أهلها شغلا 3568 .
15 - إنّ الحازم من قيّد نفسه بالمحاسبة ، و ملكها بالمغاضبة ( بالمغالبة ) ، و قتلها بالمجاهدة 3574 .
16 - الحازم يقظان ، الغافل و سنان 100 .
17 - الحازم من كفّ أذاه 1263 . خويش را بجا آورده ، و كار امروز خود را براى فرداى خود تأخير نيندازد ( مثل اين كه بگويد بعدا بجا مى آورم . نه نه ، و به قول شاعر :
خار در ديده فرصت بشكن * كار امروز به فردا مفكن
) 13 - براستى كه دور انديش كسى است كه به فريب ها فريب نخورد .
14 - براستى كه دور انديش كسى است كه نفس خويش را به جهاد نفسش مشغول ساخته ، پس آن را اصلاح نمايد ، و آن را از خواهشها و لذتهايش جلوگيرى كند ، پس مالك آن شود ، و به درستى كه براى عاقل به جاى دنيا و آنچه در آنست و اهل آن به نفس خود اشتغالى است ، كه ديگر به غير آن نپردازد .
15 - براستى كه دور انديش كسى است كه نفس خود را به محاسبه در بند كشد . ( يعنى لحظهاى خود را باز جوئى نمايد كارهاى نفس را كنترل كرده دقيقا حساب نمايد عمل نيك و زشت آن را متذكر شده كارهاى آن را بسنجد ) ، و مالك آن شود ( به تسلط بر آن ) يا بخشم آوردن آن ، و آن را بكشد به جنگيدن با آن .
16 - دور انديش بيدار بوده ، بى خبر و غافل در پينگى و آغاز خواب خواهد بود .
17 - دور انديش كسى است كه آزار خود را باز دارد .