لِكَي إذا حَمَلَوهُمْ عَلَيْهِ لَمْ يَعْرِفُوهُ » « 1 »
. « همانا بنىاميّه اجازه آموختن ايمان را به مردم مىدادند ، ولى نگذاشتند مردم شرك را بياموزند تا اگر آنها را وادار به شرك ورزيدن نمودند ، مردم شرك را نشناسند . »
و چرا هيچكس به جز اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام به اذن خداوند متعال ، سورهء برائت - كه سبب دور نمودن نهائى مشركان از جزيرةالعرب گشت - را در روز حجّ بزرگ و پس از فتح مكّه ، به سوى مشركين حمل ننمود ؟ كه صدالبتّه اين امر از عظيمترين فضيلتهاى وى بود .
و چرا در عبارت « لا إله الّا اللَّه » شهادت دادن به توحيد ، با كلمهء نفى آغاز مىگردد . و چرا هر روز بر ما واجب است كه آن را چندين مرتبه آشكارا بانگ زنيم كه : « أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلهَ إِلَّا اللَّه » ؟
براى يافتن پاسخ ، ناگزير بايد اين حقيقت پيش رو را بيان نماييم :
همانا لغزشگاه خطرناك بشريت ، كه همهء تلاش شيطان اين است كه انسان را در آن بيفكند ، همان آروزى آشتى دادن ميان حق و باطل ، ميان خداوند متعال و شريكان غير از او ، مىباشد . كافران گمان مىكنند كه مىتوانند بندگان خدا را ، به جاى خداوند ، اولياء خويش قرار دهند ؛ ولى اينان نمىدانند كه اين امر اساساً به معناى لغو ايمان به خداوند مىباشد .
خداوند متعال مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - كافى ، ج 2 ، ص 415 .