حسين نمودم . » پس از سه روز ابراهيم درگذشت . بنابراين هرگاه حسين به سويش مىآمد ، او را مىبوسيد و در آغوش مىكشيد و لبانش را تر مىنمود ؛ و مىفرمود :
« قربان كسى بروم كه پسرم را فدايش نمودم . » « 1 »
2 - سلمان فارسى اين گونه روايت نموده است كه : بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شدم در حالى كه حسين بن على را بر پايش نشانده بود و لبانش را مىبوسيد و مىفرمود :
« تو آقا و فرزند آقايى ، تو امام و فرزند امام و برادر امام هستى ، تو پدر ائمه و حجّت خدا و فرزند حجّتهاى او ، و پدر نُه حجّت از صلب خود كه نهمين آنها قائم است ، مىباشى . » « 2 »
3 - از جابر بن عبداللَّه اين گونه نقل شده است كه فرمود : هركه دوست دارد به مردى از اهل بهشت بنگرد ، پس به حسين بن على بنگرد . زيرا شنيدهام كه رسول اكرم مىفرمايد :
« هركه دوست دارد به سرور جوانان اهل بهشت بنگرد ، پس به او بنگرد . » « 3 »
4 - از على ( بن مره ) عامرى اين گونه روايت شده است كه او روزى همراه پيامبر به يك مهمانى دعوت شده بود . در آنجا پيامبر اكرم ، در برابر ديدگان مردم مىخواست حسين را كه با كودكان بازى مىكرد ،
هامش
( 1 ) - حياة الإمام الحسين بن عليّ عليهما السلام ، باقرشريف القرشي ، ج 1 ، ص 95 ، از تاريخ بغداد ، ج 2 ، ص 204 .
( 2 ) - همان ، ج 1 ، ص 95 ، از المراجعات ص 228 .
( 3 ) - ذخائر العقبى ، محبّ الدين طبرى ، ص 129 - 130 .