و مفسدان ، نهفته است . حال اينكه ممكن نيست يك رزمنده سلاح خود را در ميدان نبرد رها سازد ، آيا درست است كه ما شيعيان از عقيده ، سلاح و قدرت هميشگى خود ، دست برداريم ؟
بنابراين ، ما بايد - حتّىالامكان - ايمان و اعتقادمان به امام زمان را ، در مبارزهء طولانى خود با قدرتهاى ظلم و ستم و سركشى به كار گيريم .
همچنين بايد در كشمكشهاى تمدّنى ، از ايمان به اين امام و انتظار فرج او الهام بگيريم تا بتوانيم قضاياى كنونى را كه شاهد آن هستيم به قضيه تاريخى يا اعتقادى مرتبط سازيم .
اهمّيت اميدوارى و خوشبينى
اى كاش انديشمندان ، اديبان و نويسندگان براى بيان اهمّيت انتظار و آثار بزرگ آن ، بلكه خير و بركتى كه به خاطر دعاى امام مهدى ( عج ) شامل حال ما مىگردد ؛ در مقالهها و محصولات ادبى - فكرى و فرهنگى خود بر قضيّه اميد دادن و تقويت اعتماد مردم به اين اميد ، تأكيد مىكردند و سپس به بحث ، پژوهش و بيان آشكار قضيه ظهور و نقش ما شيعيان در زمينه سازى و آمادگى براى اين امر مىپرداختند .
چرا اين همه ترس ، دو دلى و عدم اهميّت به بيان قضيّه امام و ظهور او را به خاطر سخنان بدگويان و استهزاء مستهزئين - كه به امام مهدى ايمان ندارند - به دل راه مىدهيد ؟ آيا اين ترس و دو دلى دليلى بر ضعف عقيده به اين امام نيست ؟ با توجّه به اين كه اين ضعف شايد همه ساختار عقيدتى انسان را زير سؤال مىبرد .