( 11 )
و از سخنان آن حضرت است
به پسرش ، محمد حنفيّه چون در نبرد جمل پرچم را به دو سپرد
اگر كوهها از جاى كنده شود ، تو جاى خويش بدار ! دندانها را بر هم فشار ، و كاسهء سرت را به خدا عاريت سپار ! پاى در زمين كوب و چشم بر كرانهء سپاه نه ، و بيم بر خود راه مده ! و بدان كه پيروزى از سوى خدا است !
( 12 )
و از سخنان آن حضرت است
[ چون خدا او را در نبرد جمل پيروز ساخت ، يكى از ياران وى گفت :
دوست داشتم برادرم فلان ، اينجا بود تا ببيند خدا چگونه تو را بر دشمنانت نصرت بخشيد . فرمود : « برادرت دوستدار ما است ؟ » گفت آرى . فرمود : ] پس با ما بوده است . مردمانى هم كه هنوز در پشت پدران و زهدان مادرانند ، در اين كارزار با ما هستند ، مردمى كه گردش روزگار نابيوسان آنان را روى كار آورد و ايمان بدانها نيرومند شود .
( 13 )
و از سخنان آن حضرت است
در نكوهش مردم بصره
سپاه زن بوديد ، و از چهارپا پيروى نموديد ! بانگ كرد و پاسخ گفتيد ، پى شد و گريختيد . خوى شما پست است و پيمانتان دستخوش شكست . دورويىتان شعار است ، و آبتان تلخ و ناگوار . آن كه ميان شما به سر برد ، به