تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
از جانب او عذرى آرد ، و اگر دو دل بود كه اين است يا آن ، بايست از او كناره مىگزيد و در گوشه‌اى مىآرميد ، و او را وامىگذاشت با مردمان . او هيچ يك از اين سه كار را نكرد ، و كار تازه‌اى پيش آورد كه - ميان امت - شناخته نبود ، و چيزهايى را بهانه كرد كه درست نمىنمود . ( 175 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است اى بيخبران كه شما را وانگذاشته‌اند ، و واگذارندگان فرمان كه بازخواست بر آنان نوشته‌اند ، چيست كه مىبينم از خدا رويگردانيد و جز او را خواهانيد ؟ چارپايانى را مانيد كه شبان آنها را در كشتزارى سر دهد ، و با خيز ، و آبشخورى دردانگيز . گوسفندى را مانيد كه چرد تا فربه شود و زير كارد رود ، و نداند از آن چه خواهند ، و با او چه كنند . ! اگر بدان نيكى كنند روز خود را ، روزگارش پندارد ، و سيرىاش را پايان كار . به خدا ، اگر خواهم هر يك از شما را خبر دهم كه از كجا آمده ، و به كجا رود ، و سرانجام كارهاى او چه بود ، توانم . ليكن ترسم كه در بارهء من به راه غلو رويد ، و مرا بر رسول خدا ( ص ) تفضيل نهيد . من اين - راز - را با خاصّگان در ميان مىگذارم كه بيمى بر ايشان نيست ، و به آنان اطمينان دارم . به خدايى كه او را به حق برانگيخت ، و بر مردمان برترى بخشيد ، جز سخن راست بر زبان نمىآرم ، و رسول خدا مرا از اين حادثه‌ها آگاه ساخته است ، و هلاكت آن كس را كه هلاك شود ، و رهايى آن را كه نجات يابد به من گفته است ، و از پايان كار خبر داده است ، و چيزى كه در خاطرم مىگذشت باقى نگذاشت جز آنكه آن را به گوشم فرو خواند ، و سخن آن را با من راند . اى مردم ! به خدا من شما را به طاعتى برنمىانگيزم ، جز كه خود پيش از شما به گزاردن آن برمىخيزم . و شما را از معصيتى باز نمىدارم ، جز آنكه خود پيش از شما آن را فرو مىگذارم . ( 176 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است از بيان خدا سود بريد و از موعظتهاى او پند گيريد ، و اندرز وى را