آنچه را در بر دارد از فضل عظيم منيف است ، كه در هر سال آن روز را عيد قرار داده ، و خداوند جل جلاله باحياء رسوم آن روز ، و شكر و حمد واهب شموس و اقمار و نجوم آن مشرف و موفقم فرموده است .
فصل ( 1 ) و چون وقت تشرف فرزندم محمد به اين فضل و شرف رسيد و بانوار عقل و خرد منور گرديد ، و آن در روز پنجشنبهء نهم ماه محرم سال ششصد و پنجاه و نه بود ، كه من با عائلهام در ضيافت و جوار ابواب ربانيه علويه عاليه ( نجف اشرف ) بوديم ، و در آن روز فرزندم محمد پانزده سال تمام از سنين عمرش گذشته بود ، و خداوند متعال جل جلاله اقبال و انعام خود را بر ما و او تمام نمود ، منجم معتبريرا در خانه خود در جوار مشهد مولاى ما على صلوات اللَّه عليه حاضر نموده كه وقت و ساعت ولادت او را معين نمايم ، و آن بعد از گذشتن دو ساعت و پنج دقيقه از روز مذكور بود ، و حسب المقدور شكر خداوند جل جلاله را بجا آورده كه اين فرزند را به اين مقام رسانده ، و بانعام و اكرامى كه براى او اختيار نموده دلالت و راهنمائيمان فرموده است .
پس از آن او را مخاطب قرار داده و جملاتى بدين مضمون براى او بيان نمودم :
همانا انسان ضعيف قبل از تشرف به تكليف در حال سخيف ، و پستى است كه مزبلهء را ماند كه مجمع ابوال و عذرات و اوساخ و قذارات ، و زيادى مو و ناخن و آب بينى و دهان است ، و مباشر بر طرف كردن عذره است از خود بدست خود ، و حملكننده آنست هر جا كه برود ، و مجمع خونهاى متفرقى است كه اگر هر يك از لوازم اين امور تغيير نمايد به هلاكت خواهد رسيد .
و چون خداوند جل جلاله ويرا بشرف معرفت خود مشرف نمايد ، و اهليت و قابليت خدمت و طاعت خود عنايتش فرمايد ، و به آن چه از نعمت و مملكت خود بوى بذل فرموده تمكنش دهد ، مثل او تقريبا مثل عبدى را ماند كه بندهء بزرگترين پادشاهان و بهترين
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 291
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٩١