عبارات هيچ شباهتى به قرآن حكيم - كه بهعنوان معجزه بر قلب پاك سيد المرسلين نازل شده - ندارد ، زيرا بديهى است كه هركس مىتواند چنين الفاظ از هم گسيخته و بىربطى را به هم ببافد ، بگذريم از اينكه هيچ معناى درستى هم ندارد .
خداوند متعال در شأن قرآن عزيز مىفرمايد :
« قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً ؛
« 1 » بگو ! اگر انسانها و پريان ( جن و انس ) دستبهدست هم دهند كه همانند اين قرآن را بياورند ، نخواهند توانست مانند آن را بياورند ، هرچند يكديگر را ( در اين كار ) كمك كنند . » « 2 »
[ يك بررسى كوتاه ]
جالب است بدانيد كتاب « مثالب » را كه احتمال دارد اين عبارت كذايى از آن نقل شده باشد تاكنون هيچكس نديده و هيچيك از كسانى كه شرححال نويسندگان را نوشتهاند ، اسمى از اين كتاب نبردهاند ، به جز خود ابن شهر آشوب كه در كتاب « معالم العلماء » وقتى زندگى خودش را شرح مىدهد ، در ضمن آثارش ، كتابى به اين اسم نام مىبرد . اما آيا واقعا اين كتاب تدوين يافته و نسخههايش منتشر شده يا نه ، اين چيزى است كه هيچكس نگفته و ديّارى آن را مشاهده نكرده است .
نويسندهء « الذريعه » علىرغم جستجوى فراوان و سعى و تلاش گستردهاى كه در دست يافتن به كتابهاى تأليف شده انجام مىدهد ، اثرى از اين كتاب در هيچ كتابخانهاى پيدا نكرده و تنها با واسطه نقل كرده و شايد كتاب ديگرى بوده كه در اسم و عنوان مانند آن بوده است .
همچنين كسى پيدا نشده كه ادعا كند آن عبارت كذايى را ديده مگر آنكه آن را به لفظ « حكى ؛ حكايت شده » و ناشناس نقل كردهاند چنانكه در سخنان « نورى » و « آشتيانى » ديديم .
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 88 .
( 2 ) . بحر الفوائد فى شرح الفرائد ، ج 1 ، ص 101 .