تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
در صورت دويم بىبينه از او پذيرفته مىشود اما سوگندش مىدهند كه بىچيز است مگر او را از پيش به مالدارى بشناسند كه او نيز بايد اعسار خويش ثابت كند . هر گاه مدعى عليه انكار دعوى كند قاضى بايد از مدعى بينه بخواهد اگر آورد حكم كند براى وى و اگر نتواند بينه آورد منكر را سوگند مىتوان داد و بىتقاضاى مدعى سوگند منكر درست نيست هر چند به امر قاضى سوگند خورده باشد و پس از تقاضاى مدعى بايد منكر بار ديگر سوگند ياد كند و هر جا منكر ابا كند مدعى را قسم مىدهد كه طلبكار است و اگر او هم ابا كرد دعوى ساقط مىگردد . هر گاه مدعى راضى شود به قسم منكر و او قسم ياد كند كه بدهكار نيست مدعى نمىتواند پنهان از مال او تقاص كند هر چند خويش را محق بداند و اگر پس از آن بينه آورد و گواهان شهادت دهند باز از او پذيرفته نمىشود اما اگر منكر پس از انكار و قسم خود اقرار كند مدعى مىتواند حق خويش را دريافت دارد . هر گاه كسى دعوى بر ميت كند و گواه بر صحت دعوى خود
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي ) — صفحة 706 | العلامة الحلي / شعرانى