تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
آن نباشد بدان ملتزم نتوان شد خصوصا با آن شدت لحن قرآن كريم در نهى از تعرض به ناموس زنان بايد به لفظى كه صحت آن مشكوك است اكتفا نكنيم و در غير لفظ عربى شك داريم مگر در مقام ضرورت و در اين مقام هم بايد در جمله فارسى اصطلاح شرعى بياورند مانند نكاح و تزويج نه زنى دائمى و چنان كه گفتيم اصطلاح شرعى را به غير لفظ شرعى ادا نمىتوان كرد چنان كه اصطلاح نحوى مانند حال و تميز و جر و نصب را جز بلفظ واضعان نحو نمىتوان فهمانيد و ترجمه كافى نيست . و احتياط ما در امور اخروى كه تخلف از آن موجب شقاوت ابدى و عذاب مخلد الهى و خشم پروردگار قهار است نبايد كمتر از احتياط اهل دنيا در عهود سياسى و اقتصادى اين جهان فانى باشد كه يك زبان كامل تام المعنى را مناط اعتبار قرار مىدهند . در نكاح زنان بالغه و رشيده ولى شرط نيست مثل پدر و جد و برادر و عم و عصبه و حاكم شرعى يعنى زن از نكاح محجور نيست و در اهل سنت خلاف است بسيارى از فقهاى اهل سنت خصوصا مالك و شافعى گويند زن نسبت به نكاح محجور است چنان كه سفيه در مال محجور است و زن هر چند عاقل و رشيد باشد و چند بار شوهر كرده در همه اموال خود بتواند تصرف كند باز نمىتواند خود را براى كسى عقد كند بلكه اگر پدر دارد پدر و اگر ندارد برادر و يكى از اولياى او و اگر هيچ كس نيست حاكم شرع بايد او را شوهر دهد . و در روايات ائمه معصومين ( ع ) در رد آنها آمده است زن كه خود مىخرد و مىفروشد