تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
اگر ممكن باشد استثناى دويم را از استثناى اول بايد گرفت و اگر ممكن نباشد هر دو را از مقدار اول مثلا بگويد ده تومان منهاى سه منهاى سه چون ممكن نيست سه را از سه استثنا كرد گوييم به چهار تومان اقرار كرده است و اگر گويد ده تومان مگر پنج تومان مگر سه تومان چون ممكن است سه را از پنج تفريق مىكنم و باقى مانده را كه دو است از ده و مىگوييم به هشت تومان اقرار كرده است و دور نيست آن را مبهم بدانيم و تفسير بخواهيم چون استثناى هر دو از اصل غلط نيست . اين گونه استثنا را كه با اصل يك جنس است متصل گويند و اگر استثناى منفصل آورد مثلا هزار تومان مگر يك انگشترى مبهم بايد تفسير از خود مقر خواست و علامه فرمود اگر بگويد بده درهم اقرار دارم يك درهم كم بىبينه از او قبول نمىشود اما اين در عبارت عربى است كه استثنا بدانصورت نمىآوردند و در فارسى قبول مىشود چون استثنا بيشتر به همين صورت است اگر بگويد اين مال از آن فلان است بلكه از آن ديگرى است بايد اصل مال را به اولى بدهد و براى ديگرى غرامت كشد مگر بينه آورد كه در يكى سهو كرده است .
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي ) — صفحة 432 | العلامة الحلي / شعرانى