تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حدود وقصاص وديات ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
مىكنند ، و الَّا فلا . و قول نادرى هست كه اگر مدّعى دعوى كند كه گواه دارم و حاضر نيست ، تا يك سال حبس مىكنند ، و اين قول ضعيف است . هفتم : هر گاه كشته‌اى در ميان انبوه مردم بيابند مانند بازارى كه كثرت بسيار در آن باشد و از همه صنف مردم جمع شوند ، يا بر سر پلى ، يا جسرى ، يا مسجد جامعى ، يا در بيابانى كه نزديك قريه و شهرى نباشد ، در اينجا لوث نمىباشد ، و ديه را امام عليه السلام از بيت المال مسلمانان مىدهد .

فصل ششم : در كيفيت استيفاى قصاص

است ، و در آن چند مقصد است :

مقصد اوّل : مشهور ميان علماء آن است كه قتل عمد قصاص لازم مىشود و بس

، و اگر وارث خون و قاتل هر دو راضى بديه بشوند و صلح بكنند بر مالى قصاص ساقط مىشود و آن چه صلح كرده‌اند لازم مىشود ، و اگر وارث ديه طلب كند و قاتل راضى نباشد و گويد مرا بعوض بكش او را جبر نمىتواند كرد بر ديه ، و اگر قاتل گويد : ديه مىدهم ، تا وارث راضى نشود قصاص ساقط نمىشود . و بعضى از علماء گفته‌اند : در عمد يكى از قصاص يا ديه لازم مىشود ، و وارث خون اختيار دارد ، اگر خواهد قصاص مىكند ، و اگر خواهد ديه مىگيرد ، و قاتل را اختيارى نيست .

مقصد دوّم : در بيان وارث قصاص و ديه

است ، بدان كه خلافى نيست ميان علماء كه زن و شوهر اختيار قصاص ندارند ، و قصاص با سائر ورثه نسبى است ، و اگر سائر ورثه صلح كنند بر ديه اشهر آن است كه زن و شوهر از ديه ميراث مىبرند ، و در ساير ورثه چهار قول است
حدود وقصاص وديات ( فارسي ) — صفحة 96 | العلامة المجلسي / على فاضل