مطلب چهارم : كسى كه خوردنى بدزدد در سال قحط دستش را نمىبرند
، زيرا كه فى الجمله عذرى هست ايشان را ، و در باب قطع دست كسى كه جامهء كعبه معظَّمه را بدزدد خلاف است ، و اشهر آن است كه نمىبرند ، و همچنين خلاف است كه كسى كه در خانهء بسته را بدزدد دستش را مىبرند يا نه ؟ و همچنين كسى كه شتران و حيوانات و غير آن را بدزدد در وقتى كه مالك ، يا اجير مالك نظر به آنها كند ، مىبرند يا نه ؟ و مشهور در اينها آن است كه نمىبرند .
مطلب پنجم : كسى كه دو مرتبه دزدى كند و هر دو در يك مجلس ، نزد حاكم شرع ثابت شود
، دست راستش را مىبرند ، و پايش را نمىبرند ، و خلاف است كه آيا بدزدى اوّل مىبرند يا بدزدى دوّم ، و فائده در عفو كردن يكى ظاهر مىشود ، و اگر گواهان بدزدى اوّل گواهى دادند و بعد از دست بريدن بدزدى ديگر گواهى دادند مشهور آن است كه پاى چپش را بدزدى دوّم مىبرند ، و بعضى در بريدن پا در اين صورت توقّف كردهاند .
مطلب ششم : اگر دو كس در را بشكنند ، و قدر يك نصاب را هر دو با هم بدر آورند
، بعضى گفتهاند : دست هر دو را مىبرند ، و اين احوط است .
مطلب هفتم : اگر كسى چيزى بدزدد و در ميان خانه بلع كند و بيرون آيد
، اگر آن بلع كردن آن را فاسد مىكند و بحسب عادت برنمىگردد ، و پيش از فاسد شدن بيرون نمىآيد مانند طعامى كه بخورد دستش را نمىبرند ، و اگر بحسب عادت بيرون مىآيد بىنقصانى ، يا اگر ناقص شود قيمتش از نصاب كمتر نمىشود دستش را