تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حدود وقصاص وديات ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
و بعضى گفته‌اند : قرعه مىاندازند ، اگر اسم پسر در آيد ديه پسر مىدهد ، و اگر باسم دختر درآيد ديه دختر .

پنجم : اگر كسى زن آزادى داشته باشد و بدون رخصت او در وقت جماع منى را عزل كند

، و در بيرون فرج بريزد ، بعضى گفته‌اند : واجب است كه ده اشرفى ديه نطفه را بزن بدهد ، و اكثر حمل بر استحباب كرده‌اند .

ششم : اگر كسى جنايتى بكند و طفل زنده بيفتد و بعد از آن كسى او را بكشد

، گفته‌اند : اگر حيات مستقرّه داشته كه مدتى تعيّش تواند كرد قاتل دوّم است ، و بر اوّل ديه نيست ، امّا حاكم شرع او را تعزير مىكند ، و اگر حيات مستقرّه نداشته و در كار مردن بوده ديه بر اوّل است ، و دوّم را تعزير مىكنند ، و اگر حالش معلوم نباشد بعد از افتادن كه زنده بوده يا مرده ، و او سرش را بريده باشد قصاص ساقط مىشود ، و ديه بريدن سر ميّت را مىدهد ، چنانچه مذكور خواهد شد إن شاء الله .

هفتم : ديه جراحتها كه بر جنين واقع شود ، نسبت بكلّ ديه او حساب مىكنند

، پس اگر چيزى بر شكم زن زند و دستى از طفل ساقط شود ، اگر زن بميرد ديهء زن و ديهء جنين هر دو را مىدهد ، و اگر نميرد ديه دست جنين كه پنجاه دينار است مىدهد ، و اگر اوّل دست بيفتد و بعد از آن جنين بيفتد ديهء جنين را مىدهد ، و ديهء دست ساقط مىشود ، و اگر زنده بيفتد و بميرد ديهء انسان كامل مىدهد ، و ديهء دست ساقط مىشود ، و اگر زنده بماند ديهء دست را مىدهد .

هشتم : كسى كه سر ميّت مسلمان آزادى را قطع كند حكم جنين دارد

، و ديهء او صد دينار است ، و اين ديه مال وارث نيست ، بلكه صرف مىكنند در حج و وجوه برّ و خيرات و صدقات براى ميّت ، و خلاف است كه اگر قرض داشته باشد واجب است كه قرضش را بدهند از ديه يا نه ؟ . و اكثر گفته‌اند : كه مىتوان داد ، و بعضى گفته‌اند : داخل بيت المال مسلمانان مىكنند ، و ابن بابويه عليه الرحمة قائل شده است « 1 » كه اگر در حال حياة او ارادهء كشتن او داشته و بعد از فوت سر او را بريده ، يا كارى كرده كه اگر زنده مىبود به آن جنايت مىمرد ديهء كامل انسان مىدهد ، و اگر اين اراده نداشته صد دينار مىدهد ، گفته‌اند : كه جراحتها كه بر او واقع شود نسبت به صد دينار
هامش
« 1 » من لا يحضره الفقيه 4 : 117 .
حدود وقصاص وديات ( فارسي ) — صفحة 153 | العلامة المجلسي / على فاضل