تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
دارندگان اوراق است مانند كسى كه به صراف گويد دراهمى كه از تو طلبكارم به قيمت مبدل به طلا كن و به نام من سكه طلا بنويس و در روايت صحت آن وارد شده است . مالى كه اسكناس حكايت از آن مىكند ذخيره يا باصطلاح امروز پشتوانه نيست زيرا كه مدلول اسكناس مقدار كلى ثابت در ذمه است مانند ديون ديگر و پشتوانه براى اعتبار مديون است زيرا كه مديون هر چه ثروتمندتر باشد اعتبارش بيشتر است . پول سياه از فلز غير طلا و نقره موزون نيست با آن كه اصل فلز موزون است بلكه مقصود به معامله نيست و ارزش آن به اعتبار حكايت از جزئى مسكوك طلا و نقره است مانند اسكناس و اگر كسى آن را قرض كرده باشد وقتى كه اعتبار داشته و بخواهد اداى دين كند وقتى كه از اعتبار افتاده است كافى نيست و دينش ادا نشده و در اين مسأله روايتى نيز وارد است و در حاشيه وافى گفته‌ايم . بر حسب قرارداد مردم امضاء كننده اوراق بهادار مديون دارندگان اوراق است و نمىتواند از تعهد اداى آن سرباز زند و نه مىتواند كمتر از مقدارى كه تعهد كرده بپردازد و به عبارت ديگر اگر از بهاى آن بكاهد مقدارى از دين خود را ادا نكرده و اگر از اعتبار بياندازد همه دين را انكار نموده كاستن از بهاى پول رايج نزد مردم نوعى ماليات است كه دولت به مقتضاى مصالح مملكتى از مردم مىگيرد و در عرف مردم حق دارد اما افراد رعيت غير دولت حق كم كردن بهاى اسناد خويش را ندارند مگر ورقه كه به خود قيمت دارد مثل تمبر باطله هر گاه دولت از بهاى پول چيزى كم كند ماليات از
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي ) — صفحة 282 | العلامة الحلي / شعرانى