تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
مجهول است اما بر وصف صحت مىخرند و اگر فاسد در آمد خيار فسخ دارند و جائز است پشم را كه بر گوسفند مشاهده مىكنند بخرند چون معلوم است به شرط چيدن فورى تا با آن چه پس از اين مىرويد آميخته نشود چنان كه متاع فروختنى بايد معلوم باشد بهاى آن نيز بايد معلوم باشد به وزن يا شماره و به عين مشاهده كنند يا به وصف معين سازند اگر احتياج باشد . و جائز نيست مال را بفروشد نسيه به يك دينار طلا منهاى يك درهم نقره زيرا كه نسبت نرخ اين دو به يك ديگر در زمان آينده معلوم نيست و پيوسته در بازار تغيير مىكند اما اگر نقد بفروشد و هم اكنون نسبت آن را بدانند جائز است و اگر ندانند به نقد هم جائز نيست و بايد دانست كه مردم قصد همان نرخ مىكنند كه در بازار معلوم است اگر چه خود ندانند و در دانستن اين مقادير علم شخصى لازم نيست چنان كه غالب معامله كنندگان سكه طلا يا نقره مىخرند و بايد وزن آن را بدانند اما نمىدانند و همين كه در بازار معلوم است كافى است و اگر در شهر بيگانه جنسى را به سنگ ناشناخته بخرند مانند ايرانيان در بلاد عربى بحقه و وقيه و ربع معامله كنند و ندانند نسبت اين مقادير با آن چه مىشناسند چه اندازه است كافى است چون در بازار معلوم است