بعد از اين رودخانه خيابان كماكان با همان ديوارها و درختان و خانهها و باغها و حوضها ادامه دارد ؛ با اين تفاوت كه خانهها و باغهاى اطراف آن ، ديگر به شاه تعلق ندارد ؛ بلكه متعلق به اشخاص مختلفى است كه براى اطاعت از دستور شاه و حفظ زيبايى خيابان در ساختن آنها بر يكديگر سبقت جستهاند . خيابان به باغ بسيار بزرگى كه باغ هزار جريب نام دارد ، منتهى مىشود .
اين باغ و همچنين خيابانى كه بدان اشاره كردم ، امروز به اسم چهارباغ خوانده مىشود ؛ زيرا در اصل باغهاى چهارگانهاى در اين محل وجود داشتهاند ، كه از مجموع آنها ، وضع فعلى به وجود آمده .
سطح باغها يكى بالاتر از ديگرى قرار دارد ؛ منتهى عبور از آنها با اسب به آسانى صورت مىگيرد . در آنجا چيز ديگرى جز رشتهء درختان پرشاخ و برگ ميوه وجود ندارد و تمام آنها آنقدر كوتاهند كه پيادهها و سواران با دست مىتوانند ميوه بچينند و بهعلاوه هر محوطهاى مخصوص درختان خاصى است ؛ مثلا يك مربع مخصوص درختان انجير و مربع ديگر مخصوص درختان هلو است و به همين نحو الى آخر .
اين باغها متعلق به شاه هستند ؛ ولى مردم با آزادى كامل از آن استفاده مىكنند و آنقدر ميوه در آن وجود دارد كه براى تمام شهر كافى و حتى زياد است . در عرض و طول باغ راهروهاى زيادى وجود دارد كه اطراف آن را درختهاى سرو كاشتهاند و اين معابر به اندازهاى طويلند كه انتهاى آنها ديده نمىشود . از آخرين باغ كه از همه بلندتر است ، نهرى عبور مىكند ، و سپس ديوارى آن را محدود مىسازد .
خيابانهاى متعددى كه چهارباغ را قطع مىكنند ، گرچه در زيبايى به آن نمىرسند ؛ ولى چندان دست كمى نيز از آن ندارند ؛ زيرا آب به اندازهاى فراوان است كه از وسط همه آنها نهرى مىگذرد و وضع سلسله درختان و كيفيات ديگر كه وقت را به تشريح آن تلف نمىكنم به همان نحو است كه در مورد چهارباغ تعريف كردهام .
روىهمرفته به دليل اينكه چهارباغ به شاه تعلق دارد ، واقعا داراى عظمتى بىنظير است و بايد با طيب خاطر اعتراف كنيم كه خيابان پوپولو در رم « 1 » و خيابان پوجو رئال « 2 » در ناپل و خيابان خارج از شهر ژن و خيابان مونرآل در شهر پالرمو « 3 » هيچ كدام به پاى آن نمىرسند . دو چيز نيز در اين شهر ديدم كه نه به ملاحظهء عظمت ، بلكه به علت وضع خاصى كه دارند بايد دربارهء آنها
هامش
( 1 ) .La Strada del Popolo( 2 ) .Poggio Reale( 3 ) .Monrealeدر شهرPalermo