را به او ياد دادهاند و در اردبيل باز هم اثرش را آزمايش كرده است ، به تركها صدمهء فراوانى وارد كند و من كه به اخلاق شاه آشنا هستم ، مىدانم اين حرف راست است و شاه چنين اعتقادى دارد .
در حقيقت آن شب باران و برف مفصلى باريد ، با اين حال من به اين حرفها خيلى مىخنديدم و به ياد اين شعر تاسو « 1 » افتادم :
سواران بياييد شمشيرهاى خود را آزمايش كنيم ؛ زيرا فقط به آنهاست كه مىتوانيم اتكا داشته باشيم .
كسان قرچقاىخان ، از راه جاسوسى اين خبر را كسب كرده بودند كه در اردوگاه تركها شايع است در قسطنطنيه سلطان عثمان - يعنى آخرين سلطان عثمانى ، فرزند سلطان احمد - كه اخيرا به جانشينى عم خود ، سلطان مصطفى ، برگزيده شده بود ، موقعى كه در باغ قصر خود اسبهاى اهدايى از قاهره را آزمايش مىكرده ، از روى يكى از آنان به زمين افتاده و در سن يازده يا دوازده سالگى جان سپرده است . همچنين خبر آمد كه سلطان مصطفى ، برعكس خبرهاى قبلى ، بعد از سه ماه سلطنت به قتل نرسيده ؛ بلكه بزرگان دربار بهخصوص قزلرآقاسى « 2 » به علت اختلافات بين خود ، او را از سلطنت خلع و ، مانند يك نفر زندانى ، در اتاقى محبوس كردهاند و سپس سلطان عثمان فرزند سلطان احمد را به جاى او برگزيدهاند .
بعدا معلوم شد گرچه خبر سقوط سلطان عثمان راست بوده و او شديدا مجروح شده است ، ولى به هلاكت نرسيده . منتهى ميان تركها در قسطنطنيه اختلافات زيادى بروز كرده است و طرفداران سلطان مصطفى فعاليت زيادى مىكنند تا او را دو مرتبه بر اريكهء سلطنت جاى دهند و خلاصه در آنجا نفاق و دودستگى عجيبى حكمفرماست .
شاه سرانجام از غايت غم و پريشانى ناشى از ورود تركها به تبريز ، در روز چهارم سپتامبر ، دستور داد جار بزنند كه تمام مردم اردبيل بايد بىدرنگ شهر را تخليه كنند و با مايملك خود به محلهاى دور از خطر بروند . اين مرتبه فرمان جنبهء جدى داشت و وضع پريشان مردم اردبيل ، پس از آن ، به راستى رقتانگيز بود . غوغاى عجيبى برخاست و شهر چنان آشفته شد كه عبور از كوچهها امكانپذير نبود . مردان و زنان و كودكان از هر سو در حركت بودند و صداى ناله و زارى
هامش
( 1 ) .Tasso( 2 ) . قزلرآقاسى كه به تركى معنى آقاى دختران را مىدهد ، به رئيس خواجگان حرمسراى سلطان عثمانى اطلاق مىشده و عنوان رسمى او « دارالسعادت الشريف آقاسى » بوده است . - م .