از نيام بيرون آمده بود ، اينك با تراشيدن هزاران عذر و بهانه سر به غلاف برده بودند و پس از چندى باز به روى سبط پيغمبر و مبلّغ وصى او و پسر قرآن و مجسمهء ايمان كشيده شد !
مردم امروز به بيدارى و جدان بسيار نيازمندند . . . به تكانى سخت نياز دارند تا ژرفترين احساسات آنها را برانگيزد و آنها را بهسوى وجدان دينىشان باز گرداند و به آنها بگويد كه اين دنياى بيكرانهاى كه امروز در چنگ دارند ، در قياس با آخرت جز كالايى حقير نيست . و پيش اولياء اللَّه حتى جز آب بينى بزى نيست پس به فريب كجا مىرويد ؟
امام حسين عليه السلام به كربلا آمد ، جايى كه مقدرش بود تا آتش انقلاب وجدان را بر افروزد ، همان وجدانى كه شمشيرى بالاى سر ستمگران است ؛ شمشيرى كه كُند نمىشود . همان وجدانى كه پرچم نهضت مظلومان است ؛ پرچمى كه فرو نمىافتد و شمشيرى است صيقل دهندهء وجدان افسردگان كه كُندى نمىگيرد و مشعل راه مجاهدان است ، مشعلى كه به افسردگى نمىگرايد .
امام حسين عليه السلام آمد تا فيصل حق ميان دين خدا [ و دين سلاطين ] باشد [ دين خدا ] كه به ايمان و مخالفت با هوا و هوس و شهادت در راه خدا در هر جا و صداقت در هر مكان فرا مىخواند و دين سلاطين كه به توجيه ظلم دستور مىدهد و به تسليم و بندگى مىخواند . . .
نمونه هاى ايثار 2 - حضرت زينب ( س ) ( فارسى ) — صفحة 17
مساهمون: شريعت
ص١٧