براى روزى بزرگ آماده مىكرد تا نمونهاى در صبر الهى باشد .
بىشك فاطمه سرور بانوان جهان است ولى زينب مقتدايى براى زنان دوران خويش و سرور آنها است . او نوهء رسول خدا است و پروردهء امير مؤمنان و فاطمهء زهرا ، و همان است كه امام زين العابدين عليه السلام دربارهاش ، پس از آنكه خطبهء شكوهمندش را در انبوه كوفيان ، پس از واقعهء طف ، ايراد كرد ، فرمود :
« عمه ! خاموش باش كه در آنچه از گذشته باقى است عبرت است و تو - خداى را سپاس - دانشمندى بى آنكه دانشآموخته باشى و فهيمى بى آنكه تفهيمشده باشى « 1 »
زينب فقيه و مفسرى است كه زنان در مدينه و كوفه به محضر درسش مىشتافتند .
او را عقيلهء بنىهاشم لقب داده بودند ، چون در دانش و پرهيزگارى و خردمندى از ديگر زنان هاشمى پرمايهتر بود ، زنان هاشمى كه در برخوردارى از صفات و الا زبانزد بودند . با اين وصف آيا سزاوار نيست كه ما زينب را پس از مادرش - صديقهء كبرى - سرور زنان دوران خويش نام دهيم و آيا زيبنده نيست كه او را « صديقه » بخوانيم و آيا مواضع او در كنار برادرش امام حسين عليه السلام خود براى اين لقب بزرگ ( صديقه ) كافى نخواهد بود ؟ چرا . . .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 164 ، چاپ دوم ، تهران .