تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگانى بقية الله الأعظم حضرت مهدى (عج) (فارسى) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
اگر سنّت جارى خداوند در ميان بندگان اين گونه باشد كه براى هر كار سببى قرار دهد و كارها را با اسباب آنها به جريان اندازد چه مانعى است از پذيرش تئورى سبب قرار دادن يكى از بندگان صالح و مطيع خدا و لو به صورت غيبى براى برخى از امور ؟ چنان كه ما در بارهء امام حجّت عليه السلام همين عقيده را داريم . از اينجا مىتوان دريافت كه ايمان به امام غايب ، بخشى اساسى از ايمان به غيب به عنوان يك كلّ است و كسى نمىتواند ايمان خود را بخش بخش كند يعنى تسليم غيب شود . امّا تأييد امام حجّت به غيب را انكار كند ، يا به پشتيبانى و تأييد فرشتگان از رسول خدا ايمان بياورد امّا به ممكن بودن تأييد و پشتيبانى امام غايب از ميان صالحان كفر بورزد .

مهدى ، حجّت شاهد

امام زمان عليه السلام با اجازه خداوند شاهد بر مردم است . شناخت مؤمنان از اين حقيقت موجب مىشود كه آنها در نيكيها از يكديگر سبقت گيرند و به سرور خويش اقتدا كنند و حيات خويش را نسخه‌اى از حيات سرور و ولى امر خود قرار دهند . از آنجا كه امام حجّت عليه السلام پيشواى زنده است و رهبرى حقيقى از آن اوست ، بنابر اين كسى جانشين اوست كه به دو نزديك تر باشد و بهتر به هدايت او اقتدا كند . از اين رو آن‌حضرت به منزلهء ميزان در انتخاب رهبرى است و حتّى مىتواند خط الهى را كه صالحان بدان گرايش دارند از
هدايتگران راه نور ، زندگانى بقية الله الأعظم حضرت مهدى (عج) (فارسى) — صفحة 35 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي