الْمُشْرِكُونَ ) « 1 » .
« اوست آن كه رسولش را به هدايت و دين حق فرستاد تا بر ساير كيشها چيرهاش گرداند هر چند مشركان را ناخوش آيد . »
تا زمانى كه آسمانها و زمين به حق و بر پايهء حق آفريده شدهاند ، قدرت و حاكميت و سيادت حق نيز بايد با سير هستى در پيوند باشد و به رخصت خداوندى نتيجهء تكامل حوادث و رويدادهاى هستى باشد :
( وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ ) « 2 » .
« و در زبور بنوشتيم پس از ذكر كه بندگان شايسته من زمين را ارث برند . »
اين حقيقت كه مكاتب الهى بر آن تأكيد كردهاند تنها محدود به يك قوم و يا منحصر به وراثت صالحان در قسمتى محدود از زمين نيست .
بلكه بيانى است براى سنتى الهى و عمومى كه در شورشها و انقلابهاى صالحان بر ضدّ ستمگران و طاغوتيان متحقق مىشود و بطور كامل در وراثت صالحان از تمام جهان تجلّى مىيابد . دليل ما بر اين سخن آن است كه :
اوّلًا : كلمهء ارض ( زمين ) در آيهء مذكور با الف و لام آمده كه خود نشان دهندهء آن است كه مراد از « الارض » تمام زمين است .
ثانياً : تأكيد قرآن بر اين حقيقت در چندين كتاب آسمانى ديگر آمده
هامش
( 1 ) - سورهء توبه ، آيهء 32 .
( 2 ) - سورهء انبياء ، آيهء 105 .