شاگرد پرسيد : تو را سوگند به من بگو كه اين سؤال از كجا برايت پيدا شد ؟
شاگرد گفت : بر قلبم عارض شد و آن را با شما در ميان نهادم . كندى گفت :
هرگز چنين نباشد . كسى مثل تو نمىتواند چنين سخنى بگويد . مرد گفت :
امام عسكرى عليه السلام مرا بدين كار دستور داده بود . كندى گفت : چنين سخنانى تنها از ناحيهء اين خاندان مطرح مىشود . آنگاه كتاب خود را گرفت و از بين برد . « 1 »
اين گونه امام دين جدّ خويش را از نوشتههاى شبهه آميز و گمراهانه رهانيد . شايد اين شاگرد هم از شيعيان امام بوده كه در دستگاه كندى نفوذ كرده است . زيرا به كار گيرى اين روشها از سوى رهبران مكتبى در مقابله با جريانهاى منحرف ، امرى مطلوب به شمار مىرود . چه بسيار اقدامات شجاعانهء ديگرى بوده كه رهبرى مكتبى براى جلوگيرى از هجومهاى فكرى دشمنان ، آنها را پياده كردهاند امّا به خاطر سرّى بودن آنها - مثل همين اقدام - و يا به خاطر از بين رفتن منابع و مآخذ تاريخى در بوتهء كتمان باقى ماندهاند .
هامش
( 1 ) - حياة الامام العسكرى ، ص 220 - 221 به نقل از مناقب ، ج 4 ، ص 424 .