تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 899

مساهمون:

ص٨٩٩
عبيداللَّه بن خاقان ، به وصف كشيده است اگر چه او خود سر دشمنى با علويها را داشت و در گرفتار كردن آنها مىكوشيد ، در وصف آن حضرت چنان كه در روايت كلينى آمده چنين گفته است : در شهر « سُرّمن‌رأى » هيچ كس از علويان را همچون حسن بن على بن محمّد بن الرضا ، نه ديدم و نه شناختم و در وقار و سكوت و عفاف و بزرگوارى و كرمش ، در ميان خاندانش و نيز در نزد سلطان و تمام بنى هاشم همتايى چون او نديدم . بنى هاشم او را بر سالخوردگان و توانگران خويش مقدّم مىدارند و بر فرماندهان و وزيران و دبيران و عوام الناس او را مقدّم مىكنند و در بارهء او از كسى از بنى هاشم و فرماندهان و دبيران و داوران و فقيهان و ديگر مردمان تحقيق نكردم جز آنكه او را در نزد آنان در غايت شكوه و ابهّت و جايگاهى و الا و گفتار نكو يافتم و ديدم كه وى را بر خاندان و مشايخش و ديگران مقدّم مىشمارند و دشمن و دوست از او تمجيد مىكنند . « 1 » شاكرى يكى از كسانى كه ملازم خدمت آن حضرت بوده ، در توصيف وى چنين گفته است : « استاد من ( امام عسكرى عليه السلام ) مرد علوى صالحى بود كه هرگز نظيرش را نديدم ، روزهاى دو شنبه و پنج شنبه در سامره به دار الخلافه مىرفت ، در روز نوبه ، عدّهء بسيارى گرد مىآمدند و كوچه از اسب و استر و الاغ و هياهوى تماشاچيان پر مىشد و راه آمد و شد بند مىآمد ، وقتى كه او مىرسيد هياهوى مردم آرام مىشد و چهار پايان كنار مىرفتند و راه باز مىشد به طورى كه لازم نبود جلوى حيوانات را بگيرند . سپس او داخل مىشد و در جايگاهى كه برايش آماده كرده بودند ، مىنشست و چون عزم خروج مىكرد و دربانان فرياد مىزدند : « چهار پاى ابو محمّد را بياوريد . سرو صداى مردم
هامش
( 1 ) - سيرة الائمة الاثنى عشر ، ص 482 .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 899 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي