رنج و زحمت فراوانى براى فاطمه زهرا ايجاد كرده بود چنان كه روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله به منزل فاطمه وارد شد و ديد كه كار زياد ، على و فاطمه را خسته كرده است . پس پرسيد :
كدام يك از شما بيشتر خستهايد ؟ على پاسخ داد : فاطمه .
آنگاه پيامبر فاطمه را از ادامهء كار منع كرد و خود به جاى او مشغول كار شد .
مسلمانان در يكى از جنگها ، غنايم بسيارى به دست آورده بودند از اين رو فاطمه زهرا به حضور پيامبر اكرم رسيد و از آنحضرت خواست تا خادمهاى به عنوان سهم وى از غنيمت به او دهد كه او را در كارها و وظايف خانه كه برايش بخصوص در زمان غيبت اميرمؤمنان و شركت آنحضرت در جنگها سنگين مىشد ، كمك كند .
از امام على عليه السلام روايت شده است كه به مردى از بنى سعد فرمود : آيا دربارهء خود و فاطمه نكتهاى برايت بازگويم ؟ فاطمه در خانهء من بود . او از تمام كسان پيامبر صلى الله عليه و آله در نزد آنحضرت عزيزتر و محبوبتر بود . او آن قدر با مشك آب آورده بود كه سينهاش از اين بابت مجروح شده بود و آنقدر به دست خود آسياب كرده بود كه دستانش خشن شده بود و خانه را آنقدر رُفته بود كه لباسهايش خاك آلوده شده بود و آنقدر زير ديگ را روشن كرده بود كه جامههايش چرك و دودآلود شده بود و به همين خاطر بسيار لاغر و نزار گشته بود « 1 » .
چون فاطمه زهرا از پيامبر خواستار كنيزى شد تا او را در كارهاى خانه كمك كند ، آنحضرت به وى فرمود : من به تو چيزى مىآموزم كه بيشتر از كنيز به حال تو سودمند است .
فاطمه پرسيد : پدر ! آن چيست ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : چون از نماز فراغ يافتى پيش از آنكه به چپ و راست خود
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 43 ، ص 82 .