و گمانها از رسيدن به او و آنچه در دل مىگذرد از توصيفش و ديدگان از احاطه به او ، درمانند .
والاست از آنچه وصف كنندگان ، توصيفش مىكنند و برتر است از آنچه ستايندگان مىستايندش . در نزديكىاش دور گردد و در دورىاش نزديك ، در دورىاش نزديك است و در نزديكىاش دور ، كيفيّت ( چگونگى ) را او چگونگى بخشيد پس گفته نشود خود او چگونه است ؟ و مكان را او پديد فرمود پس گفته نشود خود او كجاست ؟ چون او از چگونگى و كجايى ( مكان ) به دور است » . « 1 »
و نيز فرمود :
« هر كه خداى را بپرهيزد در امان نگاه داشته شود و هر كه خدا را فرمان برد ، مورد اطاعت قرار گيرد و هر كه آفريدگار را اطاعت كند از خشم مخلوق نترسد ، هر كه از مكر خدا و دردناك گرفتنش ايمن شد گردن كشى كرد تا آنجا كه قضاى خدا و امر نافذش به روى فرود آمد و هر كه دليلى روشن از پروردگارش داشته باشد دشواريهاى دنيا به روى سبك آيد و گر چه تكه تكه شود و پراكنده گردد . سپاسگزار به خود سپاس سعادتمندتر است از نعمتى كه باعث سپاس شده زيرا نعمت كالاى اين جهانى است و سپاس نعمت دنيا و آخرت است .
خداوند دنيا را سراى آزمايش و آخرت را خانهء فرجام قرار داد و بلاى دنيا را وسيله ثواب آخرت گرداند و ثواب آخرت را عوض بلاى دنيا قرار داد .
ستمگر بردبار بسا كه به وسيلهء حلم خود از ستمش گذشت شود و حق دار نا بخرد بسا كه به سبكسرى خود نور حقّ خويش را خاموش سازد .
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 177 - 178 .