كوشيد او را از اشتباه بيرون آورد . لذا به وى فرمود :
« امّا آنچه در سينهء تو خَلَجان كرد ، پس اگر « عالم » بخواهد تو را از آن آگاه مىسازد . خداوند بر غيب خويش كسى را مطلع نكرد مگر رسولى كه او را پسنديد . پس هر آنچه نزد رسول است ، پيش « عالم » هم موجود است و هر آنچه رسول بر آن آگاه شد ، جانشينان او هم بر آن آگاهند تا مبادا زمين از حجّتى كه با او علمى باشد كه به راستى گفتارش و جواز عدالتش دلالت مىكند ، خالى نماند .
اى فتح ! بعيد نيست كه شيطان خواسته باشد براى تو شبههاى ايجاد كند و در برخى از آنچه كه من با تو گفتم و تو را از آن آگاه ساختم ، گمان و ترديد پديد آرد تا تو را از راه خدا و صراط مستقيم او به در برد .
آنگاه تو خواهى گفت : « حال كه اينان چنينند ، پس خدا يگانند » . پناه بر خدا ! اينان ( ائمه ) مخلوق و پرورش يافتگان آلهىاند ، مطيع خدايند و در پيشگاه او خوارند و به دو متمايل . پس چنانچه شيطان از ناحيهء آنچه به تو باز گفتم ، بر تو وارد شد او را با سخنى كه با تو در ميان نهادم ، سركوب كن .
فتح گويد : به آنحضرت گفتم : فدايت شوم ! مشكل مرا ، حَل كردى و شبهه شيطان ملعون را با اين توضيح بر طرف ساختى . در ذهن من آن بود كه شما خدا يگانيد .
فتح گويد : در اين هنگام امام هادى عليه السلام به سجده افتاد و در سجودش مىفرمود : « اى آفريدگارم ! من براى تو خوار و فرو تنم » .
هدايتگران راه نور ، زندگاني حضرت علي الهادى (ع) (فارسى) — صفحة 54
مساهمون: شريعت
ص٥٤