مأمون ، محمّد بن على الجواد در واقع به عنوان امام و پيشواى قانونى افراد مكتبى در آمد . و مىدانيم كه مأمون عبّاسى آنحضرت را به دامادى خود برگزيد .
چرا امام دامادى مأمون را پذيرفت ؟
ممكن است كه بپرسيم چرا امام جواد عليه السلام قبول كرد با دختر مأمون ازدواج كند ؟ براى پى بردن به جواب اين سؤال بايد به جنبش مكتبىاى كه ائمه عليهم السلام آن را رهبرى مىكردند و نيز به مرحلهاى كه اين جنبش در روزگار امام رضا و فرزندش امام جواد رسيده بود ، نگاهى بيفكنيم .
در دوران خلافت مأمون ، جنبش مكتبى به نهضتى مبدّل شده بود كه مىتوانست خود را در حكومت وارد كند و با قرار گرفتن در زير چتر حكومت از آن بهرهبردارى نمايد و حتّى حكومتى ايجاد كند كه امروزه بدان حكومت ائتلافى گفته مىشود . ائمه عليهم السلام بدون آنكه رسالت خود را به فراموشى بسپارند ، هر گونه حمايتى را از جانب حكومت مىپذيرفتند .
پيشوايان معصوم ما دست از حركت خويش برنمىداشتند . به تعبير ديگر ، آنان خلافت را نمىپذيرفتند و با آن همكارى نمىكردند . گواه ما بر اين ادعا موضع امام رضا در قبال مسأله ولايت عهدى بود كه آنحضرت آن را به شرط عدم دخالت در امور حكومتى پذيرفت .
امّا حضرت جواد هنگامى كه از دختر مأمون خواستگارى كرد و او را به همسرى خويش گرفت ، داماد خليفه شد و از اين فرصت براى انجام