از آنجا كه معجزه به معنى پديدهاى خارج از مرزهاى زندگى عادى مردمان است ، پس ديگر فرقى ميان بزرگى و كوچكى و يا تهيدستى و توانگرى فردى كه معجزه در او تجلّى يافته است ، وجود ندارد .
چه بسيار از امّتها و مردمان گذشته بودند كه گمان مىكردند پيامبر مىبايست مال و ثروت بسيارى داشته باشد و مهتر قوم خود و فرمانروايى پر شكوه باشد . امّا پيامبرانى كه به سوى ايشان مبعوث شدند ، اين نكته را به آنها تفهيم كردند كه اگر خداوند بخواهد رحمتش را بر كسى فرود آورد و او را به پيامبرى مبعوث كند ، وجود چنين شرايطى در او لازم نيست .
آيا در اين باره اشكال و ايرادى است ؟ خداوند تعالى در قرآن كريم مىفرمايد :
( أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَعِيشَتَهُمْ ) « 1 » .
« آيااينان رحمت پروردگار تو را تقسيم مىكنند ؟ ما روزى ايشان را ميانشان تقسيم كرديم . »
و چه بسيار مردمان بودند كه چون مىديدند خداوند كودكى را به پيامبرى به سوى آنان برانگيخته است ، در شگفت مىشدند . امّا خداوند به آنها نشان داد كه اين كار عمدى بوده و براى آن است كه مردم معنى نبوّت را دريابند و بدانند كه نبوّت موهبتى عادى و معمولى نيست كه تنها در يك فرد و در اثر شرايط محيطى و تربيتى به ظهور برسد . بلكه نبوّت امرى ما فوق عادات مردم و بر خلاف سنن جارى طبيعت و هستى است
هامش
( 1 ) - سورهء زخرف ، آيهء 32 .