محبوب تر از توانگرى باشد ، خوارى در راه خداوند برايش محبوبتر از سر فرازى در راه دشمن خدا باشد ، گمنامى برايش شيرينتر از شهرت و بلند آوازگى باشد . سپس فرمود : دهم ، و دهمى چيست ؟ گفته شد : چيست ؟
فرمود : كسى را نبيند جز آنكه مىگويد او بهتر و پرهيزكارتر از من است .
همانا مردم دو دستهاند : يكى بهتر و با تقواتر از او و ديگر بدتر و پستتر از او . پس چون با بدتر و پستتر از خود ديدار كند ، گويد : شايد خوبى اين مرد پنهان باشد اين براى او بهتر باشد و خوبى من نمايان است و اين براى من بدتر است و چون به كسى كه بهتر و با تقوا تر از اوست بر خورد كند براى او فروتنى كند تا بد و ملحق شود پس چون چنين كند ، بزرگىاش فزونى گيرد و خوبىاش بهتر شود و يادش نكو گردد و بر اهل زمانه سرورى يابد . » « 1 »
آنحضرت اشعارى ميخواند كه شايد سرودهء خود ايشان باشد . « 2 »
اذا كان دونى من بليت بجهله * ابيت لنفسى ان اقابل بالجهل « 3 »
و ان كان مثلى فى محلى من النهى * اخذت بحلمى كىاجل عن المثل « 4 »
هامش
( 1 ) - فى رحاب ائمّة اهل البيت - سيرة حضرت امام رضا عليه السلام ، ص 147 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 150 .
( 3 ) - هرگاه كسى پستتر از من باشد و من به نادانى او مبتلا باشم خود را از مقابله با نادانى او منع مىكنم .
( 4 ) - و اگر كسى از نظر عقل و خرد با من برابر باشد در برخورد با او حلم را پيشه خود مىسازم تا از همانند خود برترى گيرم .